رسائل حبیب

Rasael Habib

خدمت ذی موهبت جناب مهندس علیرضا انصارین دام اقباله
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱   کلمات کلیدی: نثر ،نثر مسجع ،منشآت ،رسائل حبیب

گذشته از آنکه گفته اند خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب ، با سابقه معرفتی که هست نمی دانم چگونه و به چه زبان شرح اعتدال حال و اختلال امور خود را عرض نمایم که مایه افسردگی جنابعالی و سر خوردگی این حقیر نباشد  ویلٌ لِمَن کان بِین عزّ النفسِ وَ ذِلّ الحاجَه  لیکن اگر یقین به بزرگواری و نجابت حضرتعالی نداشتم هرگز مرقومه حاجت را نمی نگاشتم  اما به مَراحم خاص که در جمیع موارد از طرف آن وجود محترم پاس داشته شده آنرا خود بهترین وسیله یافتم که برای رفع مشکلم به ذیل عنایت عالی توسل جویم و از ملاطفت جنابتان استمداد همّت نمایم . چندیست علاوه بر نامساعدیهای روزگار بخت حقیر سخت . بر تخت مَسکَنَت تکیه متکبرانه بر بالش الفقر فخری داده است و اینجانب  را نیز ملازم خود بر خاک سیاه نشانده است .  طوری که بر صبر صورتمان را  حتی بر اَقربین سرخ نگاه داشته ایم اما اندک اندک میرود که به سیلی مکرّر رنگ و  رویمان نیلی مکدّر گردد .  لذا هر قدر تصور کردم  دیدم ماجرای احوال را جز بآن یار شفیق که قلبی مفطور بر نیکوئی و دلجوئی دارد نمی توان به امانت گذاشت ، این است که در این موقع از الطاف آن حضرت  با نهایت خجلت و شرمساری استدعای مساعدت و دست یاری مینمایم که هر گاه به مَدَد  ------- ------- مهیّا سازم باشد که انشاا... حال در هم را مجموع سازم و درد بی نوائی را مرهمی گردم.

در آخر چه اراده خداوند بر اجابت این حاجت تعلّق گیرد چه نگیرد حقیر به سابقه لطف مرهون ملاطفتهای وجود محترمتان بوده و هستم

                               1380/5/25    

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ