رسائل حبیب

Rasael Habib

جناب مهندس اهرابیان ریاست محترم صندوق قرض الحسنه انصارالمهدی عج
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱   کلمات کلیدی: نثر ،نثر مسجع ،منشآت ،رسائل حبیب

 

جناب اهرابیان   ریاست محترم صندوق قرض الحسنه المهدی عج

رفیق شفیق جناب اهرابیان ،  سوابق ایّام آشنائی با حضرتعالی به قدری کهنه و عتیق گشته است که رقیمه عقیمه این عتیقه را جز به رسم چاکری و شاکری بر چیز دیگر نتوان حمل داشت ، بل این بنده مرهون آن عنایتم که سلیمانت با نمل داشت .  و خدایرا را سپاس که بعد چندی تلاش عاقبت بخت و اَختر مساعدت نمود تا از بَرکات آن حَرکات تیر مرادتان به نشانه آمد و به ایجاد صندوق توفیق طاعت یافتید تا تقدیم خدمت کنید و غبار علّت از چهره ملّت بشوئید . و والله که عبادت هم بجز خدمت خلق نیست . بحمدالله امروز بدین خدمت در پیشگاه خالق ارتقاع یافته اید و در جیشگاه مخلوق قدرتان بَدر تمام گشته . پس بپاس اُلفت و حق صحبت نکاتی چند اما نه بمنظور پند آنچه از روان این کم ذوق در توان صندوق به ذهن معیوب میرسد به عرض نگارش معروض خاطر شریفتان میدارم ، باشد که به فایده  عائده ائی در بر داشته باشد .  اولاً  آیا خوب نباشد که قُلَّّکی در دفتر صندوق زیر اِیوان امکان گیرد تا هرزگاهان  اَمثال این بنده ذلیل با نقدی قلیل که لایق ثبت و حاجت به دفتر ضبط ندارد اَندوزی به روز آخرت دوزیم . باشد که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.  ثانیاً  عده ائی از  وامداران در خِیل  بی خیالانند و بر وفایشان نمیتوان کیسه ائی دوخت چون طلبکار بینند نغمه  ماعَرفناک سر دهند ، اینان پیوسته به طهارت میآیند و بغارت میروند  شاید اگر در ذمّشان ملامت ببینند راه سلامت گیرند . اما جناب اهرابیان ، پاره ائی دیگر از وامداران چون حقیر که قوّت  شامشان  به وجه وامشان میسّر است و از کثرت عیال قلّت حال اندوخته اند گاه به دست تنگی و نه از روی نیرنگی در عودت وام گرفتار تاخیرند . روا نبود که پیش هر نامحرمی دفتر شکایت باز و ذمّشان آغاز کنید که خدای ناکرده به آن وجه اندک اِحیای نفسشان به اِبطال شخصشان اَنجامد .   ثالثاً  در میان اصحاب ثروت جماعتی بر ذمّت خود همّت عالی دیده اند تا دست کَرم به بذل دِرم گُشایند ، اینانرا حاجتی به اِستدعا نیست . ابر آزارند و خود میبارند اما در کمینند تا مزرع سبز ببینند و تا نبینند  نبارند . طایفه ائی دیگر مال گِرد کرده اند و گرامی داشته اند مشتری نامند و پویای مقام ، آنان که به تملّق گامی بیشتر گذارند کامی بیشتر ستانند صید این طایفه را مردانی باید که بر فنّ تملّق تعلّق خاص دارند و این پیشه را از  ریشه میدانند . استخدامشان به قائده شریعت ضامن این طریقت باشد . و اما گروه آخر کسانیکه کیسه شان به جادوی سخن ریسه میشود ، اینان بنده وعظ و خطابه اند و به خطبه ایی  رَسا  بَسا شود که موج شان چنان اوج گیرد که به نُطق حِماس رخت و لباس تن ببخشند ، پس این جماعت را متکلّمی باید تا بقوّت طبع سِحر بیان آرد و  جود عیان خواهد تا ذکات مال بِدر کنند و برگ عیشی بگور خویش فرستند .    رابعاً   حضرتعالی که فکر گره گشایتان خود میزان کم و کیف است و به فضیلت رای و مزیّت خرد مستثنی اید اِذعان دارید که بیواسطه غیر رتُبه خیر میسّر نمیشود و البته باشند در این میان کسانی از جوانان قابل یا پیران کامل که از اصحاب ذَکاء و  فِطنت اند و از فنون فضائل حظّی وافر و طبعی نافر دارند ، پس در راهبرد و توان صندوق باب توفیق بر تحقیقشان بگشائید و با همّت به تنظیم سوالی جایزه ائی به فکر عالی تخصیص دهید  تا به التزام فکر بِکرشان رفته رفته این نحر بحر کامل گردد      انشاء ا....

در پایان عریضه اگر نقیصه در سخن بود به عین عنایت بگذرید تا این رسالت به خجالت نیانجامد . والسلام

و ا... یحب المحسنین

                                                                 1383/5/9

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ